روایت‌های کمتر شنیده شده درباره بانوی اول دربار شاهرخ تیموری | بانو گوهرشادبیگم در توسعه فرهنگ و هنر ایرانی نقش پررنگی داشت نگاهی به فواید تغذیه نوزاد با شیر مادر | شیردهی به فرزند دلبندتان یک سرمایه‌گذاری مادرانه است پیاده‌روی اربعین و بازآفرینی معنویت در کانون خانواده سهم ۵۷ درصدی زایمان طبیعی در خراسان‌شمالی | افزایش نرخ زایمان طبیعی یک موفقیت در حوزه سیاست‌گذاری است آیا «زنان خانه‌دار» بیمه‌شده، مشمول «مرخصی زایمان» می‌شوند؟ نقش بانوان دانشگاهی و آکادمیک در خدمات‌رسانی اربعین خارج کردن یک کیست ۳ کیلویی از شکم یک خانم ۲۳ ساله تربت جامی میزان جوایز نقدی تیم‌های حاضر در لیگ ملت‌های زنان ۲۰۲۶ اعلام شد قصه ۲ دختری که در یک عروج خانوادگی پرکشیدند و شهید شدند برگزاری نخستین نشست کمیته امور بانوان مجمع شهرداران کلانشهر‌های ایران در تهران تیم ملی تکواندو زنان ایران امروز به ترکیه اعزام می‌شود (۹ مرداد ۱۴۰۵) چرا به این غذا «کوکو» می‌گویند؟ طرز تهیه ماست چکیده خانگی با چند فوت و فن ساده خانه داری| با نکات عملی برای انتخاب رنگ در دکوراسیون منزل آشنا شویم
سرخط خبرها
روایت‌های کمتر شنیده شده درباره بانوی اول دربار شاهرخ تیموری | بانو گوهرشادبیگم در توسعه فرهنگ و هنر ایرانی نقش پررنگی داشت

روایت‌های کمتر شنیده شده درباره بانوی اول دربار شاهرخ تیموری | بانو گوهرشادبیگم در توسعه فرهنگ و هنر ایرانی نقش پررنگی داشت

  • کد خبر: ۴۳۴۷۷۹
  • ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۹
بانو گوهرشادبیگم و البته برخی از فرزندانش مانند بایسنقرمیرزا، در توسعه فرهنگ و هنر ایرانی و نیز ارج‌گذاری هنرمندان و رسیدگی به امور آنها نقشی مهم و اساسی داشته‌اند.

مرضیه ترابی| شهرآرانیوز؛ بانو گوهرشادبیگم را معمولا در تاریخ مشهد با موقوفات ارزشمند و سازه‌های عظیمی هم‌چون مسجد گوهرشاد می‌شناسیم. او و البته برخی از فرزندانش مانند بایسنقرمیرزا، در توسعه فرهنگ و هنر ایرانی و نیز ارج‌گذاری هنرمندان و رسیدگی به امور آن‌ها نقشی مهم و اساسی داشته‌اند؛ آن‌گونه که حکایت‌های مربوط به این بانوی هنردوست و خیرخواه، گاه رنگ افسانه به خود گرفته و با این شیوه در میان مردمان خطه خراسان ماندگار شده‌است.گوهرشادبیگم، معمار شخصی داشت. قوام‌الدین بن زین‌الدین شیرازی، طراح چیره‌دست ابنیه مشهور خراسان در عهد تیموری، هم‌چون مسجد گوهرشاد، مدرسه غیاثیه در خرگرد خواف و ... معمار شخصی گوهرشادبیگم بود و به دستور او در بنا و مرمت ابنیه فاخر، همراه با برادرش غیاث‌الدین، حضوری مؤثر داشت.

عصر گوهرشادبیگم، دوران رونق آبادانی در خراسان بزرگ و به ویژه شهر مشهد بوده‌است. آرامش پس از توفانی که پس از هجوم‌های سه‌گانه تیمورلنگ رخ داد، حاصل دوران طولانی حکمرانی شاهرخ‌میرزاست که عموما با آرامش نسبی سپری شد و بیش از سه دهه ادامه یافت.

شاهرخ‌میرزا اسباب این رونق را فراهم و گوهرشادبیگم، با تکیه بر همین شرایط، توجه خود را به فعالیت‌های عام‌المنفعه معطوف کرد. با این حال، تاریخ را باید از زوایای گوناگون آن بررسی و کنکاش کنیم. نگاه‌های یک‌سویه به روایت‌های تاریخی و شخصیت‌های حاضر در آن، چهره‌ای کاریکاتوری و ناقص را از اتفاقات رخ داده در اعصار ماضی ترسیم می‌کند، آن‌گونه که نمی‌توان با تکیه بر آن، قضاوتی نزدیک به واقعیت را درباره رویدادها و شخصیت‌های تاریخی ارائه کرد. گوهرشادبیگ، بی‌تردید، بانویی خیراندیش بوده‌است‌، اما این خیرخواهی تنها بخش کوچکی از شخصیت وی را شامل می‌شود.

او پیش و بیش از آنکه در نقش خیرخواهانه خود فعال باشد، بانویی سیاس و اهل مجادلات و قُمارهای سیاسی بود و این رویکرد، در بیش از هشت دهه زندگی گوهرشادبیگم، نمودی غیرقابل انکار دارد.

استاد شبکه‌سازی‌های سیاسی

مهدعلیا گوهرشادآغا بیگم، فرزند غیاث‌الدین ترخان از اشراف مورد توجه تیمورلنگ در فرارودان بود. غیاث‌الدین از کسانی است که در دوران گمنامی تیمورلنگ، جانب وی را گرفتند. پدر گوهرشادبیگم به ظاهر در یکی از جنگ‌ها، جان تیمورلنگ را نجات داد.

غیاث‌الدین در زمره نزدیکان و محارم امیر گورکانی قرار داشت. به همین دلیل دختر او گوهرشاد، به عقد شاهرخ‌میرزا، فرزند ارشد تیمورلنگ، درآمد و به ملکه دربار او تبدیل شد. البته شاهرخ‌میرزا به جز گوهرشاد، همسران دیگری هم داشت و از آن‌ها نیز، صاحب فرزند شد اما هیچ‌کدام از این بانوان، مانند گوهرشاد غرق در مجادلات سیاسی نبودند و نفوذ وی را نداشتند.

گوهرشاد از شاهرخ تیموری صاحب شش فرزند شد، سه پسر به نام‌های «محمدجوکی»، «اُلُغ‌بیگ» و «بایسنقر» و سه دختر که دو تا از آن‌ها در طفولیت درگذشتند و یکی به نام «مریم سلطان‌آغا» که به سنین پیری رسید. خاندان گوهرشاد به دلیل اقتدار سیاسی این بانو، تحت فرمان او عمل می‌کردند و گروهی صاحب نفوذ و پرقدرت را در دربار شاهرخ تیموری تشکیل می‌دادند. هدف شبکه‌ای که گوهرشاد ایجاد کرده‌بود، تثبیت قدرت در خاندان ترخانی بود.

البته روحیه شاهرخ تیموری هم، در دامن زدن به اقتدار گوهرشاد و شبکه او نقش مهمی داشت. فرزند تیمورلنگ، بر خلاف او، میلی به احیای «یاسای چنگیزی (قوانین سنتی مغولان) » و کشتار بی‌حد برای تحمیل اقتدارش نداشت و انعطاف بیشتری نسبت به تقسیم قدرت از خود نشان می‌داد.

شاهرخ در کارها با اطرافیان مورد اعتماد فراوان مشورت می‌کرد و حتی برخی کارهای مهم و عمده را به آن‌ها می‌سپرد. گوهرشاد در رأس این معتمدان قرار داشت و به همین دلیل، در تکاپوهای سیاسی و حتی نظامی دوره شاهرخ تیموری نقشی محوری ایفا می‌کرد.

«میرخواند» در کتاب «روضةالصفا» اذعان دارد که گوهرشاد، حتی در فرایندهای قضایی حاکم بر قلمرو شاهرخ که بیشتر از نصف قلمرو تیمورلنگ را در ایران شرقی شامل می‌شد، دخالتی مستقیم داشت و آرای قضات را تنفیذ می‌کرد.

چنین اقتداری در حوزه حکمرانی، حتی در عهد سلجوقی و خوارزمشاهی که شاهد حضور بانوان مقتدری چون «ترکان خاتون» هستیم، سابقه نداشته‌است. علاوه بر این‌ها، گوهرشاد در نزاع‌های درون خاندانی تیموریان نیز، رأی و نظر شاهرخ را به شدت تحت‌تأثیر قرار می‌داد.

اتکای فرزند تیمورلنگ به رأی همسرش سبب شد که دستور نابینا کردن اسکندر، فرزند عمرشیخ و نواده تیمورلنگ را صادر کند و نیز چنان‌که «دولتشاه سمرقندی» روایت کرده‌است، به قتل جمعی از اکابر اصفهان به دلیل حمایت از «سلطان محمد» فرزند بایسنقر حکم دهد.

همچنین با دخالت گوهرشادبیگم بزرگانی هم‌چون «قاضی امام»، «شاه علاءالدین» و «خواجه افضل‌الدین» که از بزرگان دولت تیموری بودند، از دم تیغ گذرانده‌شدند. از آن سو، هنگام صدور حکم اعدام برای «سیدفخرالدین وزیر» خزانه‌دار شاهرخ تیموری، به دلیل اخذ رشوه، این گوهرشاد بود که با پادرمیانی خود مانع اجرای حکم اعدام شد. این دخالت‌ها نشان‌دهنده نفوذ بی‌حد و حصر گوهرشاد بیگم در ساختار حکومتی دربار تیموری است که با وجود فرزندان و سپس نوادگانش، روز به روز افزایش می‌یافت.

دردسرهای مداخلات سیاسی

یکی از عجیب‌ترین اقدامات سیاسی گوهرشادبیگم، حمایت او از جانشینی «علاءالدوله» فرزند بایسنقر میرزا است. گوهرشادبیگم که نوه خود را از پسران دوست‌تر می‌داشت و در واقع او را پرورش داده‌ بود‌ و از اقتدارش پس از به قدرت رسیدن علاءالدوله اطمینان کامل داشت، برای برداشتن موانع از سر راه رسیدن وی به قدرت، حتی به پسرانش هم رحم نکرد و بر ضرب‌المثل «الملک عقیم (حکومت پدر و مادر نمی‌شناسد!) » مُهر تأیید زد. گوهرشادبیگم حتی به پسرش «محمد جوکی» هم اجازه عرض اندام در برابر نوه‌اش را نداد. هنگامی که در سال 847 قمری، شاهرخ در بستر بیماری افتاد، گوهرشادبیگم سران لشکر را واداشت با نوه‌اش علاءالدوله پیمان ببندند و پسر ارشدش محمدجوکی را از حکومت کنار گذاشت. محمد که در این زمان در بلخ مستقر بود، ناامید از حکومت و دلخور از مادر، کنج عزلت گزید و مدتی بعد در ۸۴۹ قمری دار فانی را وداع گفت یا شاید هم او را به قتل رساندند.

روایت‌های کمتر شنیده شده درباره بانوی اول دربار شاهرخ تیموری | بانو گوهرشادبیگم در توسعه فرهنگ و هنر ایرانی نقش پررنگی داشت

زیاده‌روی گوهرشاد در حمایت از علاءالدوله چنان بود که حتی صدای شاهرخ را هم در زمان حیاتش درآورد؛ به ویژه آن‌که گوهرشاد در راستای بیرون راندن رقبا از میدان، عبداللطیف‌میرزا، پسر اُلُغ‌بیگ را که شاهرخ علاقه زیادی به وی داشت، از دربار راند و راهی محل حکومت پدرش در سمرقند کرد! حیطه قدرت گوهرشادبیگم چنان گسترده شده‌بود که بعد از مرگ شاهرخ تیموری و نزاع شدید میان شاهزادگان بر سر جانشینی وی، باز هم حرف آخر را گوهرشادبیگم می‌زد. با این حال، این رفتارها باعث طاق شدن طاقت شاهزادگان شد و ثبات کشور را در هم ریخت.

پایان کار بانوی سیاست‌مدار

گوهرشاد کوشید این آشفتگی را با سیاست فرو بنشاند. او به عبداللطیف که جنگجویی زبده و پرطرفدار بود، نامه‌ای مهرآمیز نوشت و تلاش کرد دل او را به دست آورد. به ظاهر این حنا تا مدتی رنگ داشت، اما کمی بعد، وقتی اهداف اصلی گوهرشادبیگم بر شاهزادگان آشکار شد، رنگ خود را از دست داد! عبداللطیف که برای سرکوب شورش به ری رفته‌بود، در بازگشت اردوی مادربزرگش را در نیشابور غارت کرد و باعث شد که او، بدون تجهیزات مرسوم به هرات بازگردد.

چندی بعد، الغ‌بیگ فرزند دیگر گوهرشاد، سپاه برادرزاده‌اش علاءالدوله را در هم کوبید. سال ۸۵۱ قمری، گوهرشاد و شبکه قدرتمندی که ساخته‌بود، ناچار به ترک هرات و اقامت در غرب ایران شد که برخی از نوادگانش اداره آن را برعهده داشتند. حتی زمانی که ابوالقاسم بابر (پسر بایسنقر)، برادر علاءالدوله، بر هرات مسلط شد، گوهرشادبیگم باز هم فرصت بازگشت به پایتخت ایران را پیدا نکرد و تا مرگ بابر در ۲۵ ربیع‌الثانی‌ ۸۶۱ قمری، دور از مرکز اقتدار حکومت تیموری باقی ماند.

روایت‌های کمتر شنیده شده درباره بانوی اول دربار شاهرخ تیموری | بانو گوهرشادبیگم در توسعه فرهنگ و هنر ایرانی نقش پررنگی داشت

گوهرشادبیگم بالاخره در زمان حکومت ابراهیم‌میرزا پسر علاءالدوله، به هرات بازگشت، اما آتش اختلافی که برافروخته‌بود، بالاخره دامن وی را گرفت. ابوسعید پسر اُلُغ‌بیگ از ضعف حکومت هرات استفاده کرد و بر آن مسلط شد. نوه شاهرخ‌تیموری در ابتدا با مادربزرگش رفتاری محترمانه داشت، اما چون از تمایلات وی در به حکومت رساندن اولاد علاءالدوله آگاه بود، دستور داد گوهرشادبیگم را در نُهُم ماه رمضان سال ۸۶۱ قمری به قتل برسانند. به این ترتیب، پایان زندگی یکی از سیاسی‌ترین بانوان تاریخ ایران رقم خورد.

گوهرشاد و پرونده سیاسی او

گوهرشادبیگم سیاست و آداب و مضرات مربوط به آن را می‌شناخت. او درباره مفهوم قدرت اطلاعات کافی داشت و بازی با آن را به خوبی فرا گرفته‌بود. وی از عناصر تقویت‌کننده اقتدار به خوبی بهره می‌برد و شبکه‌ای از افراد وفادار را در اطراف خود نگه می‌داشت و از آن‌ها حمایت می‌کرد. گوهرشادبیگم از کودکی در جریان تقابل‌های سیاسی قرار داشت و راهکارهای گریز از بیشتر موانع را می‌دانست. اما با وجود زیرکی و اقتدار ناشی از خاندان پرنفوذش، نتوانست در پایان کار سر سالم به گور ببرد. بدیهی است که حضور وی در بازی‌های سیاسی دوران خودش، نفی‌کننده نقش مهم او در تقویت عناصر فرهنگی و خدمات قابل تقدیرش به مشهد و بارگاه منوّر رضوی نیست.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.